یکشنبه بیست و سوم دی 1386
توی این 3-4 ماه اخیر به دو تا سفر کوتاه مدت رفتم!اولیش به ترکیه ،شهر استانبول و دومیش هندوستان،شهر ریشیکش.
توی شهر اول چیزی که جلب توجه می کرد آرامشی بود که گربه های شهر داشتند و توی دومی آرامشی که سگها و گاو ها داشتند!
وقتی توی خیابانهای استانبول راه می رفتی حتی جا های شلوغی مثل بازار بزرگ شهر غیر ممکن بود یک گربه را نبینی که مثلا جلوی در مغازه با خیال راحت در حال چرت زدن است!توی ریشیکش هم می شد همین قضیه را در مورد سگها و گاوها مشاهده کرد که به صورت کاملا مسالمت آمیز بغل همدیگر در حال استراحت و چرت زدن بودند!
پ.ن:....به دور از هر گونه مزاحمت از طرف موجودات دو پا....!
توی شهر اول چیزی که جلب توجه می کرد آرامشی بود که گربه های شهر داشتند و توی دومی آرامشی که سگها و گاو ها داشتند!
وقتی توی خیابانهای استانبول راه می رفتی حتی جا های شلوغی مثل بازار بزرگ شهر غیر ممکن بود یک گربه را نبینی که مثلا جلوی در مغازه با خیال راحت در حال چرت زدن است!توی ریشیکش هم می شد همین قضیه را در مورد سگها و گاوها مشاهده کرد که به صورت کاملا مسالمت آمیز بغل همدیگر در حال استراحت و چرت زدن بودند!
پ.ن:....به دور از هر گونه مزاحمت از طرف موجودات دو پا....!
نوشته شده توسط من(به یاد سگ خوبم دونه) در ساعت 11:18 | لینک
|





