چهارشنبه دوازدهم اردیبهشت 1386
ای کاش آن روزها که "من" زنده بود! می آمد و می دید که در آن قبرستان خبری ازدرخت و میوۀ ممنوعه نیست! و تنها آنجا نهال های تازه رسته بر قبر "یک جسد" تشنۀ آبیاری یک فکرند!
نوشته شده توسط من(به یاد سگ خوبم دونه) در ساعت 13:29 | لینک
|
پنجشنبه ششم اردیبهشت 1386
گفتم:
داغونم
مثل يه ديوار آجري كه كج شده و آجرهاش داره يكي يكي مي ريزه
و منتظره تا با يه لگد كوچيك فرو بريزه و خراب بشه!
لگدآخريش رو هم منتظر بودم تو بياي بزني!
مرسي!
خنديد و گفت:خواهش مي كنم!
نوشته شده توسط من(به یاد سگ خوبم دونه) در ساعت 22:48 | لینک
|
پنجشنبه ششم اردیبهشت 1386
بعد از خارج کردن سنگ کلیه توسط جراحی اندوسکوپیک و گذروندن دوران نقاهت، دو هفته است که درگیر یکی از عوارض عملهای جراحی اندوسکوپیک ترانس یورترال برای برداشتن سنگ حالب Transurethral ureteral stone removal شده ام،پروستاتیت(prostatitis)
!!!نمی دونم اسمش را باید بد شانسی بگذارم!یا یه چیز دیگه.به هر حال یه دو سه ماهی میشه که قدر سلامتی را که داشتم و حالا ندارم بیشتر میدونم!اونقدر بی حوصله شدم که فقط یه شب تونستم توله سگی را که برام آورده بودند نگه دارم،یه توله سگ که از بعضی جهات یه توله گرگ هم حساب میشد!مجبور شدم قید این تجربه ارزشمند را بزنم ولی امیدوارم تو روزهای آتی حالم بهتر بشه و بتونم تجربه ای هم تو تربیت توله گرگ بدست بیارم که خصوصیت اخلاقی واقعا متفاوتی با توله خالص سگ داره!
نوشته شده توسط من(به یاد سگ خوبم دونه) در ساعت 22:38 | لینک
|




